الهام فخرایی//

جهان امروز سرشار از پیام‌های خشونت‌بار و نامهربانانه‌است به‌طوری‌که اگر تجربه‌های شخصی خود را هم نادیده بگیریم و پیگیر اخبار روز باشیم متوجه خواهیم شد که مسایل غیراخلاقی بخش عمده‌ای از خبرها را پوشش می‌دهند. در چنین جهانی ما چه کاری برای آموزش مهربانی به کودکان به‌عنوان یک ویژگی اخلاقی می‌توانیم انجام دهیم؟ و آیا اصلا لازم هست در این مورد کاری بکنیم؟

فاصله من تا مهربانی

همه ما به فراخور ظرفیت‌های فردی خود سطوح مختلفی از مهربانی را تجربه می‌کنیم چه نسبت به خود و چه دیگران. بعضی از ما مصداق شخصیت خودشکوفای مازلو هستیم که بدون هیچ چشم‌داشتی برای بهتر شدن جهان اطرافمان تلاش می‌کنیم و بعضی از ما اولویت را به نیازهای خود داده و ضرب المثل “آنچه به خانه رواست به مسجد حرام است” را سرلوحه زندگی خود قرار داده‌ایم و برخی نیز میانه‌روی را در پیش گرفته‌ایم.
آنچه مسلم است ما از هر گروهی که باشیم، علاقه‌مندیم واجد صفت مهربانی باشیم و دیگران هم نسبت به ما مهربان باشند پس چرا در عمل این اتفاق نمی‌افتد و مهربانی فراگیر نمی‌شود؟ پاسخ فاصله بین نیت و عمل است؛ ما دلمان می‌خواهد مهربان باشیم، اما این به تنهایی تعیین کننده و کافی نیست، حداقل نه تا زمانی که تبدیل به عمل نشده باشد.
درست به‌همین دلیل بسیاری از ما نمی‌پذیریم که مهربان نیستیم. در فرهنگ ما روی موضوع نیت فراوان تاکید شده و ما فراموش کرده‌ایم نیت زمانی تعیین‌کننده است که علی‌رغم میل باطنی‌مان امکان اقدام نداشته باشیم، پس اگر فقط به نیت اکتفا کنیم طبیعتا در عمل رشد کافی و لازم را نخواهیم داشت. بنابراین اولین گام برای مهربان بودن تبدیل میل و خواست درونی‌مان به عمل و نمود بیرونی است؛ به عبارت بهتر باید کاری بکنیم.

در گام بعدی ما به‌عنوان پدر و مادر یا بزرگسالی که می‌خواهد ارزش و ضرورت مهربانی را به‌عنوان یک فعل اخلاقی به کودکان بیاموزانیم؛ چه راهی پیش‌رو داریم؟ آیا امکان چنین آموزشی وجود دارد؟
کهلبرگ معتقد است استدلال‌های اخلاقی کودکان به‌تدریج و مرحله به مرحله شکل می‌گیرد بنابراین برای آموزش لازم است شما بدانید که او اکنون در چه مرحله‌ای از استدلال اخلاقی قرار دارد:
۱٫ اغلب کودکان تا حدود چهار سالگی در مرحله استدلال خودمحورانه قرار دارند. در این مرحله کودک بدون توجه و اهمیت به احساسات دیگران، تلاش می‌کند به خواسته‌هایش برسد.
۲٫ در سال‌های بعد بخش مهمی از عمل اخلاقی متاثر از پیامدهاست؛ اینکه انجام دادن یا ندادن این کار چه پیامدی برای او دارد؛ تشویق یا تنبیه؟
۳٫ سال‌های نخست دبستان رفتارهای اخلاقی بیشتر بر مبادله و دریافت متمرکز است؛ اینکه در مقابل کاری که برای تو انجام می‌دهم چه چیزی نصیب من می‌شود؟ مرحله سوم تا نوجوانی ادامه پیدا می‌کند.
۴٫ یک نوجوان تمایل دارد به‌عنوان دختر یا پسر خوب شناخته شود بنابراین رفتار اخلاقی را به‌عنوان یک هنجار اجتماعی می‌پذیرد.
۵٫ وجدان اخلاقی بالاترین مرحله‌ است که شخص بزرگسال فعل اخلاقی را به‌عنوان یک رفتار انسانی و به‌صورت کاملا خودانگیخته و مستقل از ناظر بیرونی انجام می‌دهد.
تقسیم‌بندی‌ کهلبرگ چند نکته مهم را برای ما روشن می‌کند؛ اول اینکه ما نمی‌توانیم کودک را برای مهربان بودن تحت فشار قرار دهیم و مثلا از کودکی که در مرحله ابتدایی استدلال اخلاقی قرار دارد انتظار داشته باشیم رفتار اخلاقی خودانگیخته داشته باشد.
نکته دوم اینکه مرور این مراحل نشان می‌دهد بسیاری از بزرگسالان نیز از نظر استدلال اخلاقی هنوز در مراحل اولیه باقی مانده‌اند.
نکته سوم اینکه فقدان مهربانی در جهان کنونی ناشی از عدم توجه به پرورش این ویژگی به‌عنوان یک فعل اخلاقی است؛ ما با بزرگسالانی روبه‌رو هستیم که در مراحل ابتدایی استدلال اخلاقی قرار دارند و کمتر به‌صورت خودانگیخته و یا به تعبیر مازلو خودشکوفا رفتار می‌کنند. کودکان نیز تحت تاثیر همین بزرگسالان الگوی پیشین را تکرار می‌کنند.
تاکید پیشگامان روانشناسی کودک مانند پیاژه یا کهلبرگ در کنار تحقیقات جدید نشان می‌دهد که تفکر اخلاقی یک توانایی اکتسابی است گرچه اولین نشانه‌های هوش مراقبتی در حدود شش ماهگی ظاهر می‌شود، اما بی‌توجهی نسبت به پرورش این توانایی و به تاخیر انداختن آن تا سن مدرسه نه تنها زمینه بروز عادات منفی را فراهم می‌کند که موجب کندی و گاهی عدم تغییر سطح رشد اخلاقی کودک نیز می‌شود.

برای آموزش مهربانی به کودکان باید همزمان از الگوی اقدام و پاسخ استفاده کرد؛ به این معنا که نه تنها خودمان به‌طور خودانگیخته اقدام به رفتارهای مهربانانه می‌کنیم و مانع بروز نامهربانی می‌شویم، بلکه از موقعیت‌های تعاملی مختلف استفاده می‌کنیم تا پاسخ دهیم.

۱٫ فهرستی از رفتارهای مهربانانه تهیه کنید؛ رفتارهایی که نشان می‌دهند احساسات و نیازهای دیگران برای شما مهم است. این دیگران علاوه بر انسان‌ها می‌تواند شامل حیوانات و گیاهان نیز باشند. سپس خود و کودکتان را ارزیابی کنید. امتیاز شما از این رفتارها در چه سطحی ست؟
همیشه (۵)، اغلب(۴)، گاهی(۳)، به‌ندرت(۲)، اصلا(۰)
شما می‌توانید این ارزیابی کیفی را هر چندوقت یک‌بار انجام دهید. اما در شروع، این یک‌ گام اساسی است. این امتیاز در واقع فاصله فعلی شما یا کودک را تا مهربانی مشخص می‌کند. در نظر داشته باشید شما به‌طور طبیعی الگوی او محسوب می‌شوید اما برای یک آموزش فعال و آگاهانه لازم است درباره این رفتارها با او گفت‌وگو کنید. می‌توانید از کودک بخواهید که در نوشتن فهرست به شما کمک کند و نشان دهید برای شما مهربان بودن مهم است و آن را تایید می‌کنید. هر بار رفتار خوبی انجام می‌دهد، آن را ببینید و تحسین کنید. هر وقت خودتان یا دیگری توجه و مهربانی نشان می‌دهید درباره آن با کودکتان حرف بزنید. به‌خاطر داشته باشید عملکرد شما به مراتب بیش از صرفا حرف زدن تاثیر دارد.

۲٫ فهرستی از رفتارهای نامهربانانه تهیه کنید. باز هم به روش پیشین یک خودارزیابی انجام دهید. هدف از این مرحله متوقف کردن رفتارهای نامهربانانه است. شما متعهد می‌شوید نه تنها این رفتارها را انجام ندهید، بلکه نسبت به انجام آنها از سوی دیگران نیز بی‌تفاوت نمی‌مانید. اگر کودک شما یا فرد بزرگسالی رفتار اشتباهی انجام داد، لازم است که در این‌باره با او گفت‌وگو کنید؛ اما به‌خاطر داشته باشید رفتار او را هدف قرار دهید و نه خودش را. برای آموزش مهربانی قرار نیست با او نامهربان باشید. نشان دهید که انتظار دارید با دیگران مهربان باشد و نامهربانی را تحمل نمی‌کنید. در ادامه با کمک خود کودک گزینه‌هایی برای رفتار درست تعیین کنید. گفت‌وگو و تمرین عملی به‌خصوص برای اینکه خودش را به‌جای طرف مقابل بگذارد به او کمک می‌کند تا همدلی بیشتری از خود نشان دهد و بهتر احساسات دیگران را درک کند.

با انجام این تمرین‌ها می‌توانیم امیدوار باشیم گام کوچک اما موثری برای ساختن جهان مهربانی برداشته‌ایم. شما هم می‌توانید  فهرست‌ها و تجربه‌های خودتان را با این موضوع با دیگران به اشتراک بگذارید.

(Visited 1,033 times, 1 visits today)