صحبت کردن با دخترانم درباره مرگ دشوار است. نمی‎خواهم با درد عمیق مواجه شوند، اما می‎دانم که روزی مواجه می‎شوند. تا همین حالا هم با از دست دادن و فقدان روبرو شده‎اند، اما می‎دانم سوگ‎های سخت‎تری می‎آیند؛ همان‎طور که می‎دانم سوگ دردناک برای خوانندگان این مطلب هم پیش می‎آید و برخی از ما با این دردهای عمیق مواجه شده‎ایم. زندگی پر از فقدان است.

در گفت‎وگوی اخیرم با کودکانم به آنها گفتم می‎خواهم دو چیز را درباره سوگ به یاد داشته باشند: اول، بدانید که تنها نیستید و دوم، می‎توانید سوگ را با لذت و شادی توامان در دلتان داشته باشید.

شما تنها نیستید. همواره دیگرانی هستند که این غم را با شما شریک‎اند. شما تنها کسانی نیستید که دلشکسته می‎شوید. هیچ‎کس از آنچه شما تجربه می‎کنید درکی کامل و بی‎نقص ندارد، اما کسان دیگری هم از دست دادن عزیزانشان را و سوگواری را تجربه کرده‎اند. فکر نکنید فقط شمایید که باید چنین دردی را تحمل کنید؛ می‎توانید آن را با دیگران شریک شوید. این موضوع به این معنا نیست که شما باید شبیه بقیه سوگواری کنید؛ هر یک از ما به‎شیوه یکتای خودمان به عزیزانمان عشق می‎ورزیم و بنابراین سوگواری‎مان برای آنها نیز منحصربه‎فرد است.

سوگواری انفرادی و احساس تنهایی کردن دو چیز متفاوت است. تنها ماندن با حس درد ممکن است ترسناک باشد. بگذارید کودکان (و بزرگسالان) بدانند که می‎توانند سوال کنند و احساساتشان را با دیگران در میان بگذارند. ممکن است به‎نظر برسد کودکان با ماجرا مشکلی ندارند، اما همواره پر از سوال‎اند. روزها، هفته‌ها، ماه‌ها و حتی سال‎ها بعد از فقدان یک عزیز، راهی بیابید که موضوع را پیش بکشید. بگذارید کودکان بدانند ایرادی ندارد درباره عزیزی صحبت کنند که از دست داده‎اند؛ بگذارید بدانند اشکالی ندارد که دلشان برایش تنگ شود؛ بگذارید بدانند تنها نیستند.

شما می‎توانید سوگ را با شادی و لذت تواما در دلتان نگه دارید. وقتی واقعا غمگین و عمیقا سوگوارید، بدانید که می‎توانید لذت و شادی را هم در دل حس کنید. ممکن است این شادی و لذت بلافاصله سراغتان نیاید، یا حتی ممکن است خیلی زود اتفاقی شادی‎آفرین و لذت‎بخش بیفتد. هیچ‎کدام اشکالی ندارد. ممکن است غمگین باشید و ناگهان چیزی بشنوید که باعث خنده شود. اشکالی ندارد. از اینکه حس شادی یا لذت می‎کنید، دچار حس بد یا حس گناه نشوید. ممکن است لحظات خوبی داشته باشید و بعد ساعت‌ها و روزهای بدی بگذرانید. این هم بی‎اشکال است. ما انسان‎ها این قابلیت را داریم که همزمان احساسات مختلفی داشته باشیم.

فکر نکنید باید اول همه غم‎ها از دلتان برود تا بعد بتوانید دوباره شاد باشید یا بخندید، یا حتی باید غم‎ها بروند تا به نظم عادی زندگی‎تان بازگردید. اگر حس شادی و لذت داشته باشید یا به زندگی عادی بازگردید، به این معنا نیست که به عزیز ازدست‎رفته خودتان وفادار نبوده‎اید. ما می‎توانیم این احساسات را همزمان داشته باشیم و یاد بگیریم که زندگی را علی‎رغم فقدان عزیزانمان ادامه دهیم.

دوست دارم کودکانم درباره سوگ چیزهای دیگری هم بدانند، اما دانستن این دو نکته شروع خوبی است که آنها راه رهایی از سوگ را بیابند.

***

منبع

(Visited 42 times, 1 visits today)