کودکان و طلاق؛ کمک به کودکان برای کنار آمدن با جدایی و طلاق والدین

جدایی والدین برای کودکان ممکن است بسیار استرسزا، غمناک و گیجکننده باشد. در هر سنی کودکان با جدایی پدر و مادر حس عدم اطمینان و امنیت میکنند. شما والدین باید بتوانید این فرایند را برای کودکانتان راحتتر و بیدردتر کنید. کمک به کودکان برای کنار آمدن با طلاق بهمعنای ایجاد پایداری در خانه و توجه به نیازهای کودکان با ایجاد اطمینان دوباره و دیدگاه مثبت است. این فرایند ساده نیست، اما این نکات میتواند به شما در این راه کمک کند.
کمک به کودکان برای کنار آمدن با طلاق والدین: حمایت از کودک در فرایند طلاق
شما والدین ممکن است ندانید در جریان طلاق یا جدایی چگونه از کودکانتان بهشکلی مناسب حمایت کنید. این کار خیلی ساده و مشخص نیست، اما میتوانید با حمایت مناسب از کودکتان کاری کنید که از این مرحله با احساس امنیت، دوست داشته شدن، اعتمادبهنفس و قدرتمندی گذر کند.
از راههای مختلفی میتوانید به کودکان کمک کنید که با طلاق و جدایی شما کنار بیایند. صبوری شما، اطمینانبخشی و گوش سپردن به آنها میتواند تنش کودکان را در این مرحله کمتر کند. با ارایه روال و نظمی که کودک بتواند به آن اطمینان پیدا کند، به او یادآوری کنید که میتواند برای زندگی باثبات و منظم و توام با حمایت، از همراهی و پشتوانه شما برخوردار باشد. و اگر بتوانید رابطه خوبی با همسر سابقتان حفظ کنید، میتوانید به کودکان کمک کنید از دیدن اختلافات روزمره والدین دچار تنش نشوند. این دوران گذر ممکن نیست بدون سختی باشد، اما اگر کودکان را اولویت خود قرار دهید، میتوانید این سختی را برای فرزندانتان کم کنید.
چه چیزهایی از پدر و مادرم میخواهم: لیستی از خواستههای کودک
- من میخواهم هر دو نفر شما در زندگیام باقی بمانید. لطفا نامه بنویسید، تلفن بزنید و از من سوالهای زیادی بکنید که نشانه توجه به من باشد. وقتی در زندگیام دخالت نکنید، حس میکنم برایتان مهم نیستم و واقعا دوستم ندارید.
- لطفا کار زیاد و دعوا را رها کنید و با هم کنار بیایید. سعی کنید در زمینه چیزهایی که مربوط به من است به توافق برسید. وقتی درباره من دعوا میکنید، حس میکنم کار غلطی کردهام و احساس گناه میکنم.
- من دوست دارم عاشق هر دو نفر شما باشم و از گذراندن وقت با هر دو شما لذت ببرم. لطفا از من حمایت کنید و با من وقت بگذرانید. اگر طوری برخورد کنید که حس کنم حسادت میکنید یا ناراحتید، حس میکنم ناچارم یکی از شما را بیشتر دوست داشته باشم یا طرف یکی از شما را باید بگیرم و این آزارم میدهد.
- لطفا از من برای رساندن پیغام به همدیگر استفاده نکنید و خودتان مستقیم با هم ارتباط داشته باشید.
- لطفا وقتی درباره مادر/ پدرم صحبت میکنید، از عبارات زیبا و خوب استفاده کنید یا کلا چیزی نگویید. وقتی عبارات زشت و ناپسند درباره پدر/ مادر من بهکار میبرید، حس میکنم از من انتظار دارید طرف شما را بگیرم و معذب میشوم.
- لطفا یادتان باشد من میخواهم هر دو نفر شما بخشی از زندگی من باشید. من روی هر دو شما حساب میکنم که بزرگم کنید و به من بیاموزید چه چیزی مهم است و وقتی مشکلی دارم، کمکم کنید.
کمک به کودکان برای کنار آمدن با طلاق: به کودکان چه بگویید
وقتی قرار است درباره طلاق چیزی به کودکان گفته شود، بسیاری از والدین گیج میشوند و نمیدانند چه بگویند. اگر قبل از آغاز صحبت بهخوبی خودتان را آماده کنید، این صحبت هم برای شما و هم برای کودکان راحتتر میشود. اگر در انتظار سوالات سخت باشید، با اضطرابتان از قبل کنار آمده باشید و بهخوبی برنامهریزی کنید که چه میخواهید به آنها بگویید، بهتر میتوانید این خبر را به کودکانتان بدهید.
چه بگویید و چگونه بگویید؟
هرچند دشوار است، سعی کنید لحن همدلانهای با آنها داشته باشید و مهمترین مسایل را همان ابتدای صحبت مطرح کنید. به کودکان حق بدهید که توضیحی صادقانه -هرچند با زبان کودکانه- از شما بشنوند.
- حقیقت را به آنها بگویید. کودکان حق دارند بدانند چرا شما از هم طلاق میگیرید، ولی توضیحات خیلی طولانی و گسترده آنها را گیج میکند. چیزی ساده و صادقانه انتخاب کنید، مثلا بگویید «نمیتونیم با هم کنار بیاییم دیگه.» باید به کودک یادآوری کنید هرچند گاهی ممکن است پدر و مادر و کودکان با هم نسازند، باعث نمیشود همدیگر را دوست نداشته باشند یا والدین از هم طلاق بگیرند.
- بگویید که عاشقشان هستید. با وجودی که ساده بهنظر میرسد، گفتن اینکه عشق شما به کودکانتان با طلاق هیچ تغییری نکرده است، پیامی مهم و قوی به آنها میرساند. به آنها بگویید که همچنان به آنها بها میدهید و در همه حال مراقبشان هستید، از کمک کردن به درسومشق روزانه تا درست کردن صبحانه.
- تغییرات را توضیح دهید. به تمام سوالات کودکان در زمینه زندگی جدید و تغییرات جواب دهید و بگویید چه چیزهایی تغییر میکند و چه چیزهایی تغییر نمیکند. به آنها اطمینان دهید با کمک هم میتوانید با هر کدام از این تغییرات مواجه شوید و حلشان کنید.
از سرزنش خودداری کنید.
ضروری است که با کودکان صادق باشید، ولی نسبت به همسرتان منتقد نباشید. وقتی اتفاقات بدی همچون بیوفایی رخ داده باشد، این کار دشوار است، ولی با کمی سیاست میتوانید از بازی سرزنش و توبیخ اجتناب کنید.
- دیدگاهی مشترک و پیوسته ارایه کنید. تا جایی که میتوانید، سعی کنید از ابتدا توافق کنید که چه دلیلی برای طلاق یا جدایی ارایه میکنید و بعد دیگر تغییرش ندهید.
- گفتگویتان را برنامهریزی کنید. سعی کنید از قبل برای صحبت با کودکان برنامهریزی کنید و این کار را در حضور همسرتان انجام دهید.
- خوددار باشید. وقتی دلایل جدایی یا طلاق را بیان میکنید، نسبت به همسرتان رفتار محترمانهای نشان دهید.
چه مقدار اطلاعات بدهید؟
همان ابتدای جدایی یا طلاق باید تصمیم بگیرید که چه میزان اطلاعلات به کودکان بدهید. به این فکر کنید که چقدر اطلاعات آنها را تحت تاثیر قرار میدهد.
- حواستان به سن کودکان باشد. بهطور کلی هر چه کودکان کمسنتر باشند، جزییات کمتری نیاز دارند و با توضح ساده راحتتر کنار میآیند. ولی کودکانی که سن بیشتری دارند ممکن است اطلاعات دقیقتری از شما بخواهند.
- اطلاعاتی درباره نحوه زندگی و رفتوآمد به کودکان بدهید. بگویید چه تغییراتی در مدرسه یا فعالیتها رخ میدهد، اما خیلی هم با جزییات آنها را گیج نکنید.
- همهچیز را واقعی نگه دارید. مهم نیست چه میزان -کم یا زیاد- اطلاعات به کودکان میدهید، اما به یاد داشته باشید که بسیار مهم است این اطلاعات درست باشند.
کمک به کودکان برای کنار آمدن با طلاق: گوش کنید و اطمینان دوباره بدهید
کمک کنید کودکانتان احساساتشان را بیان کنند و متعهد باشید که بهخوبی به آنها گوش بدهید و در برابرشان در موضع دفاعی فرو نروید. کار بعدی شما اطمینان دادن مجدد به آنهاست: ترسهایشان را کاهش دهید، بدفهمیها را اصلاح کنید و عشق بدون شرط خودتان را نشانشان دهید. در نهایت کودکان باید بدانند که طلاق تقصیر آنها نیست.
کمک کنید کودک احساساتش را بیان کند
طلاق برای کودکان ممکن است احساسی مشابه فقدان و از دست دادن والدین و از دست دادن زندگیای را ایجاد کند که با آن آشنا بودند. با حمایت از احساسات و عواطف آنها میتوانید به کودکان کمک کنید که این از دست دادن را تحمل کنند و خودشان را با شرایط جدید وفق دهند.
- گوش کنید. کودکان را تشویق کنید که احساسات خودشان را با شما در میان بگذارند و واقعا به آنها گوش کنید. ممکن است نسبت به چیزهای مختلفی که خودتان هم انتظار دارید حس غم، از دست دادن یا خشم داشته باشند.
- به آنها کمک کنید کلمات مناسب برای بیان احساساتشان پیدا کنند. طبیعی است که کودکان در بیان احساساتشان دچار مشکل باشند. شما با توجه به حالات آنها و تشویق آنها به صحبت کردن میتوانید این سختی را برایشان سادهتر کنید.
- بگذارید با شما صادق باشند. کودکان ممکن است تمایل نداشته باشند احساسات واقعیشان را با شما در میان بگذارند، چون میترسند شما را ناراحت کنند. به آنها بگویید که هر چه بگویند، ایرادی ندارد. اگر نتوانند احساسات واقعیشان را با شما در میان بگذارند، مقابله با آنها برایشان سخت خواهد بود.
- احساساتشان را بهرسمیت بشناسید. شاید نتوانید مشکلات را حل کنید یا غم و شادی آنها را تغییر دهید، اما مهم است که این احساسات را بهرسمیت بشناسید و نادیده نگیرید. میتوانید با نشان دادن درک خودتان اعتماد آنها را جلب کنید.
اصلاح بدفهمیها
بسیاری از کودکان فکر میکنند بهنوعی در طلاق نقش دارند، مثلا بهعلت اختلافاتی که با پدر و مادر داشتهاند یا بهعلت نمرات بدشان یا مشکلاتی که در خانه درست کردهاند. شما باید کمک کنید این برداشت بد اصلاح شود.
- دلیل واقعی طلاق را توضیح دهید.
- صبور باشید. ممکن است بار اول که میگویید، حس کنند فهمیدهاند، اما فردا دوباره فراموش کنند. باید دوباره و چندباره برایشان دلایل را تکرار کنید تا بدفهمیها کم شود.
- به آنها اطمینان دهید مسوول طلاق نیستند و در نهایت بسیار دوستشان دارید.
اطمینانبخشی و ابراز علاقه
ثبات داشتن در کارها و رفتار و ابراز علاقه کلید موفقیت در این قدم است.
- به آنها اطمینان دهید همواره هم پدر و هم مادر بهوقت نیاز در کنارشان حضور دارد و آنها میتوانند رابطهای سالم و محبتآمیز با هر دو ایشان داشته باشند.
- به آنها بگویید شرایط همیشه آسان نیست، اما در نهایت پیش میرویم و مشکلات حل میشود. آنها باید به خودشان فرصت بدهند تا به شرایط جدید عادت کنند.
- سعی کنید نزدیکی فیزیکی داشته باشید. آنها را در آغوش بگیرید و ببوسید و عشق بی قیدوشرط نشانشان دهید.
- صادق باشید. اگر کودک نسبت به شرایط نگرانی دارد، صادقانه به او بگویید که الان دقیقا نمیدانید اوضاع چطور است، ولی بهزودی شرایط را بهتر درک میکنید و مسایل را حلوفصل میکنید.
کمک کردن به کودکان برای کنار آمدن با طلاق: ایجاد ثبات و ساختار منظم
علیرغم اینکه خوب است کودکان یاد بگیرند با شرایط وفق یابند، این کار همیشه ساده نیست. سعی کنید در کنار این تغییر بزرگ تا حد ممکن ثبات و ساختار منظم برای کودک ایجاد کنید.
ایجاد ثبات بهمعنای داشتن برنامه سفتوسخت نیست، بلکه تنها باید سعی کرد برنامههایی معمول برای کودک تنظیم کرد تا در زندگی روزمرهاش ثبات و آرامش ایجاد کند. کودکان با داشتن روتین روزانه حس امنیت بیشتری دارند. برای همه کودکان پیشبینیناپذیر بودن فردایشان حس بد و ناامنی ایجاد میکند. حتی اگر قرار است خانه کودک عوض شود، بهتر است نظم روزمرهاش حفظ شود، مثلا طبق عادت هر شب قبل خواب حمام شود. سعی کنید نظم را حفظ کنید. در برابر وسوسه لوس کردن کودک در این شرایط خاص مقاومت کنید و اجازه ندهید قوانین همیشگی را بشکند.
کمک به کودکان برای کنار آمدن با طلاق: از خودتان مراقبت کنید
در دستورالعملهای اورژانس در هواپیماها همیشه تاکید میشود که وقتی به اکسیژن نیاز دارید، ابتدا ماسک اکسیژن خودتان را بگذارید و محکم کنید و بعد به دیگران، از جمله کودکانتان، کمک کنید. پیام این ماجرا برای شرایط خاص این است: همیشه از خودتان مراقبت کنید تا بتوانید بهموقع از کودکانتان هم مراقبت کنید.
بهبودی خودتان
اگر بتوانید آرام بمانید و از نظر احساسی مقاوم و تحت کنترل باشید، کودکانتان احساس آرامش بیشتری میکنند. برای بهبود خودتان به این نکات توجه کنید:
- ورزش کنید و رژیم غذایی مناسب داشته باشید.
- با دوستانتان در ارتباط باشید و به دیدنشان بروید. شما به آنها نیاز دارید تا همه حواستان بر طلاق متمرکز نباشد.
- برای خودتان یادداشت روزانه بنویسید. نوشتن کمک میکند احساسات بدتان را بهشکلی سالم بروز دهید. همچنین در آینده خواهید دانست چه چیزهایی پشت سر گذاشتهاید و پیشرفتتان چگونه بوده است.
شما به حمایت نیاز دارید
طلاق استرسزا و پیچیده است و بدون حمایت نابود میشوید.
- به دوستانتان تکیه کنید. احساساتتان، تلخیها، خشم، کلافگی و هر آنچه نمیشود به کودکانتان بگویید با دوستانتان در میان بگذارید.
- بخندید. سعی کنید شوخطبعی و حس طنز را وارد زندگیتان کنید. خنده کمک میکند استرسها کم شود و محیط برای کودکتان نیز مساعدتر میشود.
- با مشاور در ارتباط باشید. مشاور کمک میکند با احساساتی چون خشم، گناه، شرم، سوگ و… کنار بیایید.
کمک به کودکان برای کنار آمدن با طلاق: ارتباط با همسر سابق
اختلاف بین شما در دوره جدایی یا طلاق ممکن است برای کودکان بسیار مخرب باشد. بسیار حیاتی است که کودکان را از دعواهای خودتان خارج کنید و باعث نشوید حس کنند باید یکی را از بین شما انتخاب کنند.
قواعد سرانگشتی
یادتان باشد هدف این است که استرس و درد مدوام برای کودکان ایجاد نشود. با رعایت مواردی ساده میتوان از ایجاد درد و تنش برای کودکان جلوگیری کرد:
- هرگز جلو کودکان دعوا نکنید. از همسر سابقتان بخواهید زمانی دیگر صحبت کنید یا بروید در جایی دیگر صحبت کنید.
- از جزییات رفتار همسر سابقتان جلو کودکانتان صحبت نکنید. اگر حرف خوبی ندارید، بهتر است اصلا حرفی نزنید.
- در برخورد با همسر سابقتان مودب و خوشبرخورد باشید و کودک را هم تشویق کنید چنین باشد.
- ایجاد رابطهای محترمانه و آرامبا همسر سابق را اولویت خود قرار دهید و برای ایجادش تلاش کنید.
دورنما
اگر میبینید همواره در هر دیدار با همسر سابقتان بر سر جزییات نگهداری از کودکانتان به اختلاف و دعوا میافتید، یک قدم به عقب بردارید و به هدف اصلیتان فکر کنید. یادتان باشد دورنما و هدف این رابطه توام با احترام چیست و چرا باید اینگونه باشد.
- کودک باید با هر دو والدش در ارتباط باشد. این رابطه در درازمدت بهنفع کودک است.
- هدف درازمدت شما سلامت روانی و جسمی کودکان و استقلال شماست، پس در راستای این هدف مهم باید گاهی از اختلافات جزیی روزمره بپرهیزید و تنها به این هدف در طولانیمدت فکر کنید. پس سعی کنید آرام باشید.
- سلامت و آرامش همگی شما مهم است؛ خود شما، کودکان و حتی همسر سابقتان باید در درازمدت سلامت روانی و جسمی داشته باشید، از زندگیتان راضی باشید و حس شادی داشته باشید.
کمک به کودکان برای کنار آمدن با طلاق: بدانید کی نیاز است کمک تخصصی بگیرید
بعضی بچهها نیاز به کمک کمی دارند و، با کمی مشکل و تنش، خودشان با جدایی و طلاق کنار میآیند. کافی است نکات گفتهشده را رعایت کنید تا آنها بتوانند بر تنشهای جدایی غلبه کنند و به زندگی جدید خو بگیرند. اما برای برخی دیگر این کار ممکن نیست. اگر علیرغم رعایت این نکات، کودک همچنان پرتنش و آزرده است، باید دنبال کمک حرفهای باشید.
برخی واکنشهای عادی به طلاق عبارتاند از:
- خشم: کودک ممکن است نسبت به والدینش خشم و پرخاش نشان دهد، چون فکر میکند آنها زندگی نرمال او را برهم زدهاند.
- اضطراب: کودک بهعلت تغییراتی که در زندگی شخصیاش ایجاد میشود دچار اضطراب میشود.
- افسردگی خفیف: غمگین شدن بهدلیل شرایط جدید خانواده طبیعی است. این غم ممکن است توام با حس درماندگی و ناامیدی باشد و در نهایت افسردگی خفیف ایجاد کند.
مدتی طول میکشد تا کودک با این شرایط جدید کنار بیاید و بهبود بیابد، اما باید همواره با گذشت زمان بهبود ایجاد شود.
علایم هشدار
اگر ظرف چند ماه شرایط، بهجای بهتر شدن، بدتر شد، ممکن است نشاندهنده این باشد که کودک دچار افسردگی شدید، اضطراب یا خشم شده و توان کنترلش را ندارد و نمیتواند از دستش خلاص شود؛ بنابراین به حمایت بیشتری نیاز دارد. حواستان به این علایم باشد: مشکل در خوابیدن، عدم تمرکز، مشکلات درسی و مدرسه، سو مصرف مواد مخدر یا الکل، ایجاد آسیب فیزیکی به خودش، اختلال غذا خوردن (کمخوری یا پرخوری)، خشم مداوم، بروز خشونت، و بیعلاقگی و انجام ندادن اموری که قبلا دوست داشت و انجام میداد.
اگر کودک چنین علایمی داشت، باید با روانشناس کودک و معلم کودک صحبت کنید و سعی کنید با هم راهی بیابید که به کودک کمک کنید این مشکلات را پشت سر بگذارد.
………………………..
برگردان: مریم نظری