مرسده عامری//

به‌وجود‌آوردن محیطی سرشار از عشق
ما می‌توانیم شفقت، ادب و مهربانی، آرامش و عشق بی‌قید‌وشرط را به کودکانمان بیاموزیم.
در خانه‌ای سرشار از صلح، والدین سعی می‌کنند با احترام، همدلی و مراقبت با کودکان خود رفتار کنند. کودکان باید حس همدلی را بیاموزند، برای این منظور نیاز است که به آنان کمک کنیم تا احترام به خود و دیگران و پذیرش را یاد بگیرند.
در فضایی سرشار از محبت و احترام، کودکان می‌توانند سخنان ما را راحت‌تر بپذیرند و به آن واکنش نشان دهند. آنها رفتار مؤدبانه ما را تقلید می‌کنند.
بهتر است به کودکانمان رفتار درست را بیاموزیم، به‌جای اینکه منتظر باشیم رفتار اشتباه انجام دهند تا آنها را تنبیه کنیم. اگر کودکتان خطایی می‌کند یا رفتار اشتباهی نشان می‌دهد، رفتار او را با آرامش متوقف کنید و به او نشان دهید که در آن موقعیت چه کار قابل قبولی باید انجام دهد.
کودکان در درونشان کلیدی برای رشد و پیشرفت دارند. ما باید هدفمان این باشد که به آنها کمک کنیم رشد کنند و بالغ، مستقل و مسئولیت‌پذیر شوند. متاسفانه ما گاهی بیش از اندازه از کودکان مراقبت می کنیم و متوجه نیستیم که آنها تنها از طریق تجربه می‌توانند زندگی‌کردن را بیاموزند.
وقتی فرزندپروری والدین استوار و محکم است، کودک در بین آنها احساس امنیت می‌کند. والدین باید روش‌های فرزندپروری را با هم مطرح کنند و با یک روش با کودکشان رفتار کنند. موقعیت‌هایی که پیش‌آمده است، یا قرار است پیش بیاید را یادداشت کنید و در مورد آن صحبت کنید که به عنوان یک خانواده، قرار است چطور با آن موقعیت کنار بیایید. اگر موقعیت‌هایی است که نمی‌دانید چگونه عمل کنید، حتما کمک حرفه‌ای بگیرید. در توازن، کودکان احساس اطمینان می‌کنند، وقتی والدین باهم تلاش می‌کنند و بهترین راه را برای والدگریشان می‌یابند.
بسیاری از مادربزگ‌ها و پدربزرگ‌ها، نقش پررنگی در تربیت کودکانمان دارند، مطمئن شوید که آنها از روش‌های والدگری شما آگاهند و می‌دانند که قصد دارید، فرزندتان را چگونه تربیت کنید.

کنارآمدن با تغییرات در خانواده
ما نمی‌توانیم جلوی تغییرات زندگی را بگیریم، اما می‌توانیم تاثیری را که بر روی کودکان می‌گذارند، مدیریت کنیم. وقتی تغییری اتفاق می‌افتد، به امنیت و حال خوب کودک باید اول از همه رسیدگی کرد.
اتفاقاتی مانند تولد یک نوزاد جدید در خانواده یا جدایی والدین یا مرگ یکی از اعضای خانواده، آئین‌های قابل پیش‌بینی قبلی را برای کودک برهم می‌زند. هر تغییری می‌تواند آرامش کودکان را برهم بزند. ممکن است آن‌ها بتوانند، یا نتوانند که احساساتشان را بروز دهند اما والدین می‌توانند به فرزندانشان کمک کنند که از میان این تغییرات به‌خوبی عبور کنند. والدین می‌توانند از کتاب‌های مهارت‌های زندگی برای کودکان استفاده کنند تا به آنها برای عبور از تغییرات و مشکلات کمک کنند. به سوالات و نگرانی‌های آنها گوش دهید و به ساده‌ترین راهی که می‌توانید، آنها برای بچه‌ها حل‌وفصل کنید.

جلسات خانوادگی
خوب است جلسات خانوادگی به صورت یک آئین هفتگی با کودکان بالای ۳ سال برگزار شود. خوب است در این جلسات اسباب‌بازی‌هایی هم برای انجام بازی‌های گروهی وجود داشته باشد.
جلسات می‌توانند بر اساس سن کودکان، ۱۰ تا ۱۵ دقیقه باشد.
خوب است جلسات خانوادگی موقعی برگزار شوند که همه اعضای خانواده می‌توانند در آن شرکت کنند.
جلسات نباید در زمان خوردن غذا باشند.
از همه راه‌های ارتباطی دیگر، مثل جواب‌دادن به تلفن و موبایل در این چند دقیقه دوری کنید.
هر بار یک نفر مسئول جلسه باشد و همه فرصت صحبت‌کردن داشته باشند.
با قدردانی و تشکر از کارهای خوب یکدیگر، جلسه را آغاز کنید.
جلسات ابتدایی را با موضوعات جالب و دوست‌داشتنی شروع کنید و پس از چند جلسه، به بیان مشکلات بپردازید.
خوب است جلسات خانوادگی با یک موضوع بامزه پایان یابند، مثلا یک جک، یک شعر یا آهنگ.

کنار گذاشتن کج خلقی و خشم
زمانی که عصبانیت اتفاق می‌افتد، والدین یا کودک، ممکن است از کنترل خارج شوند، اما یکی از آنها باید بالغ باشد!
لج‌بازی و کج‌خلقی یکی از خصیصه‌های نوپایان است. اما بعضی از کودکان ممکن است آن را سال‌ها داشته باشند، چون آموخته‌اند که از طریق آن می‌توانند به خواسته‌هایشان برسند. بچه‌ها معمولا موقعی دچار بدخلقی می‌شوند که خیلی خسته یا گرسنه هستند، از نظر احساسی صدمه خورده‌اند یا احساس مریضی می‌کنند. کودکان معمولا بدترین زمان را برای لج‌بازی یا نشان‌دادن خشم و کج‌خلقی‌ انتخاب می‌کنند. مثلا موقعی که شما در حال خرید یا رانندگی، در یک رستوران یا در منزل یک دوست هستید. در این حالت میزان استرسشان افزایش پیدا می‌کند و می‌خواهد که او را متوقف کنید. در این مواقع والدین از تنبیه استفاده می‌کنند و فراموش می‌کنند که این کج‌خلقی و لج‌بازی دلیلی دارد. والدین باید در آن لحظه، نیاز کودک و دلیل این رفتار را پیدا کنند. وقتی کودکان نه می‌گویند یا بداخلاقی نشان می‌دهند، نشان‌دهنده این است که می‌خواهند با شما ارتباط برقرار کنند و چیزی را بگویند. تلاش کنید آرامشتان را حفظ کنید و ببینید پیغام پنهان پشت این رفتار چه می‌تواند باشد، شاید این پیغام تنها نیاز به شنیده‌شدن باشد.

حل مسائل
با دادن حق انتخاب به فرزندتان، از جنگ قدرت دوری کنید. مثلا دو دست لباسی را که مناسب می‌دانید او بپوشد، انتخاب کنید و از او بپرسید که کدام یک را برای پوشیدن ترجیح می‌دهد. به‌این‌ترتیب او احساس می‌کند که هنوز قدرت انتخاب دارد. به دنبال راه‌هایی باشید که هر روز مدام به کودکتان حق انتخاب بدهید. مثلا: با صبحانه‌ات شیر می‌خوری یا آب؟ درصد کشمکش‌های روزانه به میزان زیادی کاهش می‌یابد، وقتی‌که به کودکتان مسئولیت، استقلال و حق انتخاب بیشتری می‌دهید. این به او احساس بزرگ‌شدن و قدرتمندی می‌دهد.
اگر کودک شما مشغول امتحان‌کردن قدرت تحمل شماست، آرام بمانید و از درگیرشدن با او دوری کنید. مثلا ۱۰ دقیقه قبل از ترک زمین بازی، به او اعلام کنید که ۱۰ دقیقه دیگر باید آنجا را ترک کنید. اگر وقتی که باید زمین بازی را ترک کند، عصبانی است، ابتدا به او همدلی نشان دهید. مثلا بگویید: می‌فهمم که هنوز دوست‌داری بازی کنی، اما باید برویم خانه و شام بخوریم.
معمولا نوپایان برنامه متداول و ثابتی را دوست دارند و وقتی از فعالیتی به فعالیتی دیگر برده می‌شوند، عصبانی می‌شوند. کودک را مدام از فعالیتی به فعالیتی یا کلاسی دیگربردن، باعث بالا‌رفتن استرس شما و او و در نتیجه بدخلقی‌اش می‌شود.

پیشنهاداتی برای سازگاری
-به‌هیچ عنوان به خشونت یا زدن کودک متوسل نشوید، با این کار تنها به او یاد می‌دهید که می‌تواند نسبت به دیگران، خشونت نشان دهد.
-سعی نکنید کودک را از نظر جسمی مهار کنید، مگر اینکه به‌سمت خیابان بدود یا در وضعیتی است که ممکن است به خودش صدمه جدی و حیاتی بزند.
-وقتی کودک غیرمنطقی و کلافه است، به‌هیچ‌وجه به تنبیه متوسل نشوید، چون فایده‌ای ندارد و باعث افزایش شدت‌یافتن آشفتگی احساسی او می‌شود.
-استدلال نیاورید، شما نمی‌توانید در مقابل کسی که دارد غیرمنطقی عمل می‌کند، برنده شوید.
-باعث خجالت‌زدگی او نشوید و رفتارش را مسخره نکنید. این‌کار به او یاد می‌دهد دیگران را نیز مسخره کند یا دست بیاندازد.
-تلاش نکنید جلوی جمع با کودکی که بدخلقی می‌کند و عصبانیت نشان می‌دهد، مشکلات را حل و فصل کنید. او را به مکانی ببرید که بتوانید تنها باشید و خصوصی صحبت کنید. با این‌کار به بقیه احترام می‌گذارید و درضمن راحت‌تر مشکلتان را حل می‌کنید.
-بدرفتاری و تنبیه راه‌های مناسبی برای آموزش رفتار مناسب به کودک نیستند. وقتی کودکان عصبانی هستند یا اظهار استقلال می‌کنند، معمولا اهمیتی به تنبیه‌شدن نمی‌دهند. ممکن است تنبیه نتایج آنی و فوری به همراه داشته باشد، اما معمولا این نتایج مانا نیستند. در این حال از کودکانتان سوالات بی‌جواب نپرسید. مثلا این‌که تابه‌حال چندین‌بار این را به تو گفته‌ام؟
-اگر فرزند شما کاری می‌کند که دوست ندارید یا مناسب نیست، با بازی‌های نمادین یا نشان‌دادن آن رفتار، می‌توانید نحوه درست آن را به او بیاموزید. مثلا اگر فرزندتان با صدای بلند در خانه فریاد می‌زند، می‌توانید با صدای آهسته و آرام با او صحبت کنید و به او نشان دهید که چطور می‌تواند سطح صدایش را کنترل کند. سپس به او بگویید که ما می‌توانیم در فضای باز بیرون از خانه با صدای بلندتری صحبت کنیم، اما لازم است در فضاهای بسته، برای اینکه به گوش‌های هم آسیب نرسانیم، با صدای آهسته‌تری صحبت کنیم. این تمرین‌ها و آموزش‌ها را موقعی انجام دهید که خودتان یا کودکتان ناراحت و عصبانی نباشید.

جلوگیری از کشمکش‌های قبل از به رختخواب‌رفتن
خوابیدن می‌تواند یک زمان خاص و خوب باشد یا اینکه تبدیل به یک کشمکش و درگیری بین والدین و کودک شود. کودکان ممکن است به‌دلایلی از به رختخواب‌رفتن دوری کنند، سعی کنید علت آن را پیدا کنید.
یک کار ثابت را هرشب انجام دهید. برنامه‌های متداول، به کودک کمک می‌کنند تا احساس اطمینان خاطر و آرامش پیدا کند. برنامه‌های متداول و ثابت را حدود یک ساعت قبل از ساعتی که می‌خواهید کودکتان به خواب رود، شروع کنید. همه چیز را در آرامش نگه دارید، این یک ساعت، ساعتی نیست که بازی‌های هیجانی انجام دهید. حدود ۱۰ دقیقه قبل از شروع برنامه متداول و ثابت، به او اعلام کنید. این به کودک کمک می‌کند تا فعالیت‌هایی را که مشغول انجام آنهاست، به پایان رساند.
برای جلویگری از کشمککش، با سوال‌هایی، او را به خواسته‌اش نزدیک کنید؛ مثلا از او بپرسید می‌خواهی مامان تو را به رختخواب ببرد یا بابا؟
بعضی از والدین از موسیقی‌های ملایم برای خواب استفاده می‌کنند. شما می‌توانید با او در مورد روزش صحبت کنید و در مورد مواردی که او را خوشحال کرده و برای او مطلوب بوده است. خواندن کتاب قبل از خواب، فعالیتی آرام‌بخش است که به خواب خوب کودک کمک می‌کند. 

قانون وضع کنید
قوانین باید به کودک بگویند چطور رفتار کننچد، نه این که چه کاری نکند. آن رفتاری که می‌خواهید کودکتان انجام دهد، خودتان نیز رعایت کنید.
وقتی از چیزی استفاده می‌کند، بعد از استفاده آن را دوباره سر جای خودش قرار دهد. به او نشان دهید چگونه اسباب‌بازی‌هایش را جمع‌وجور کند. اگر چیزی را شکست یا خراب کرد، حقیقت را بدون نگرانی بگوید.
به آنها بیاموزید مؤدبانه نه بگویند. مثلا: مامان من الان علاقه‌ای به انجام این کار ندارم.
رعایت ادب و احترام بین همسران و والدین و فرزندان، حتی مهم‌تر از رعایت رعایت آنها با افراد غریبه است.

حل مشکلات و اختلافات با استفاده از میزِ صلح
وقتی کودکان در مشکلاتشان نیاز به حل اختلاف دارند، هدایت آنها به سمت میزِ صلح می‌تواند به آنها کمک کند، از تفاوت‌ها و اختلاف نظرهایشان آگاه شوند.
گه‌گاه کودکان با خواهر و برادر یا دوستشان دچار اختلاف می‌شوند، این می‌تواند به خاطر رعایت نوبت در استفاده از اسباب‌بازی‌ها باشد یا مسائل پیچیده‌تر. گاهی آنقدر عصبانی هستند که حل اختلاف برایشان مشکل است. این جایی است که میز صلح می‌تواند کارساز باشد.
میز صلح می‌تواند یک میز کوچک مناسب اندازه کودکان با دو صندلی باشد، با یک گل یا برگ یا نمادی که سمبل صلح باشد یا می‌تواند حتی تنها دو صندلی کوچک یا قالیچه‌ای در گوشه‌ای از اتاق باشد.
وقتی در خانه کشمکش و دعوایی صورت می‌گیرد، می‌تواند در این نقطه حل و فصل شود.
ابتدا فردی که ناراحت یا عصبانی است، خطاب به طرف مقابلش احساسش را نسبت به اختلافی که پیش آمده، می‌گوید، سپس نوبت فرد دوم است که سخن بگوید و دوباره نوبتی صحبت می‌کنند تا به توافق و آرامش برسند. اما کودکان گاهی عصبانی‌تر و ناراحت‌تر از این هستند که خودشان بتوانند به تنهایی این روند را طی کنند. در این صورت نیاز به یک بزرگتر به عنوان میانجی دارند.
چیزی که کودکان با این روش می‌آموزند، این است که بدون در نظر گرفتن سن، اندازه و قدرتشان، حرف و نظرشان شنیده می‌شود و می‌توانند انتظار داشته باشند که با آنان با عدالت رفتار می‌شود. تجربه اصلی‌ای که از این روش دریافت می‌کنند، این است که لازم است با عدالت، حسن نیت و آرامش به اختلافات سر‌وسامان داده شود تا فضایی سرشار از هماهنگی، تعاون و تعامل در خانه شکل بگیرد.

محدودکردن زمان تلویزیون
زمان دیدن تلویزیون در بسیاری از خانواده‌ها منبعی برای جنگ‌وجدال است. به‌طور سنتی، اطلاعات و دانستنی‌های کودکان از ۴ منبع تامین می‌شد: خانه، مدرسه، مراکز دینی و گروه همسالان. امروزه تلویزیون به عنوان پنجمین منبع قدرتمند عمل می‌کند. در یک سال کودک هزارها دعوا، قتل، تصادف، کشتار و انفجار را در تلویزیون می‌بیند. بیشتر برنامه‌های تلویزیون برنامه‌هایی هستند که هیچ خیال‌پردازی و تفکری را برنمی‌انگیزند و کودک به‌صورت منفعل به تماشای آن‌ها می‌نشیند. ساعت‌های تماشای تلویزیون و بازی‌های کامپوتری را برای کودکتان محدود کنید. تعداد محدودی برنامه مناسب کودک را از قبل انتخاب کنید و از او بخواهید از بین آنها یکی را انتخاب کند. تماشای تلویزیون به همراه کودکانتان، باعث ایجاد تجربه مشترک می‌شود و به شما امکان می‌دهد تا به سوالات آن‌ها پاسخ دهید.

(Visited 83 times, 1 visits today)